تبليغاتX
خط تلخ

خط تلخ

گاه نوشته های محمد رشوند

 

((  شَمیل تنهاست ))

باز زمزمه شمیل

چون کتیبه های حک شده به خون

هم باه و پیاله اشک و ماه

در گوشهای خفته انسان

چیزی نمی خواند به جز ناله نیاز .

 

آشتی کن تو با طعنه لبخند قمریان بر حصار ما

که راهی به غیر از مرگ بر ما نموده است؟!

 

آه..... تلخ کامگی ست بر دهان روزگار .

 

بر شاخه های خسته و پیر درخت

نه باری جز زجّه های شمیل نشسته است .

آواز خون خسته و لا مکان هنوز

با چشمهای بسته به باد شمال

راهی به سوی تنهایی گشوده است .

 

محمد چهارشنبه 12 شهریور 82

 

(شَمیل اسمی است منصوب به باد شمالی)

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت11:47توسط محمد رشوند | |

بدون شرح

گهملحد و گه دهری و کافر باشد

گه دشمن خلق و فـتنه پرور باشد

باید بـچــشد عـــذاب تنـــهایی را

مـردی که زعـصر خود فـراتر باشد

(دکتر شفیعی کدکنی)

+نوشته شده در دوشنبه نهم آبان 1384ساعت8:58توسط محمد رشوند | |