|
(( شَمیل تنهاست )) باز زمزمه شمیل چون کتیبه های حک شده به خون هم باه و پیاله اشک و ماه در گوشهای خفته انسان چیزی نمی خواند به جز ناله نیاز . آشتی کن تو با طعنه لبخند قمریان بر حصار ما که راهی به غیر از مرگ بر ما نموده است؟! آه..... تلخ کامگی ست بر دهان روزگار . بر شاخه های خسته و پیر درخت نه باری جز زجّه های شمیل نشسته است . آواز خون خسته و لا مکان هنوز با چشمهای بسته به باد شمال راهی به سوی تنهایی گشوده است . محمد چهارشنبه 12 شهریور 82 (شَمیل اسمی است منصوب به باد شمالی) |
درباره من![]()
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآذر 1388اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آبان 1385 آبان 1384 پیوندها
دانشگاه آزاد عجب شیر/گروه عمران و معماری |