|
(( جستجوی مرگ )) آنگاه که مرگ را در کوهستان جستجو می کردم ، هر دره نوید و زادگاه هر پوچی ، و هر لحظه از سقوط قهقهه ای برتمام آنچه که هست . خاطره ی سالهای تنهایی . و زخم هر خیانت بر پیکرم . و بخاطر سالیانی از جنس من ، و بخطر تمام شادی ها از جنس تو بی آنکه بشناسی ام ، مرگ را آرزویی ست بی آنکه تو باشی . که اینک مرگ را آرزویی ست.
(( از دست دادن )) نه برای به یاد آوردن و نه برای فراموشی زنده ایم که از دست بدهیم فقط ... بدست آوردنی در کار نیست . هر فرصتی از دست دادنِ فرصت دیگری است و هر سلام ، خداحافظی چند سال بعد ... کاش آدمی چیزی برای از دست دادن نداشته باشد ... نوشته شده توسط دوست عزیز و مهربانم که بنا به درخواست خودشون نام ایشان را ذکر نمی کنم .
(( مِهر انگشت )) مهربانی دستها را با نگاه به خطوط انگشتان هم می توان فهمید ... دستهایت مهربان است ، خودت هم ندانی مهم نیست ... دستهای مهربانت تنهایی ام را زیباتر میکند . نوشته شده توسط دوست عزیز و مهربانم که بنا به درخواست خودشون نام ایشان را ذکر نمی کنم .
|
درباره من![]()
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالباسفند 1387دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آبان 1385 آبان 1384 پیوندها
دانشگاه آزاد عجب شیر/گروه عمران و معماری |