تبليغاتX
خط تلخ

خط تلخ

گاه نوشته های محمد رشوند

 

((  جستجوی مرگ  ))

 

آنگاه که مرگ را در کوهستان جستجو می کردم ،

هر دره نوید و زادگاه هر پوچی ،

و هر لحظه از سقوط قهقهه ای برتمام آنچه که هست .

خاطره ی سالهای تنهایی .

و زخم هر خیانت بر پیکرم .

و بخاطر سالیانی از جنس من ،

و بخطر تمام شادی ها از جنس تو

بی آنکه بشناسی ام ،

مرگ را آرزویی ست بی آنکه تو باشی .

که اینک مرگ را آرزویی ست.

 

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت22:18توسط محمد رشوند | |

 

(( از دست دادن ))

 

نه برای به یاد آوردن

و نه برای فراموشی

زنده ایم که از دست بدهیم فقط ...

بدست آوردنی در کار نیست .

هر فرصتی از دست دادنِ فرصت دیگری است

و هر سلام ، خداحافظی چند سال بعد ...

کاش آدمی چیزی برای از دست دادن نداشته باشد ...

 

نوشته شده توسط دوست عزیز و مهربانم که بنا به درخواست خودشون نام ایشان را ذکر نمی کنم .

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت23:25توسط محمد رشوند | |

 

(( مِهر انگشت ))

 

مهربانی دستها را با نگاه به خطوط انگشتان هم می توان فهمید ...

دستهایت مهربان است ،

خودت هم ندانی مهم نیست ...

دستهای مهربانت تنهایی ام را زیباتر میکند .

 

نوشته شده توسط دوست عزیز و مهربانم که بنا به درخواست خودشون نام ایشان را ذکر نمی کنم .

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت23:4توسط محمد رشوند | |