|
(( بی تو )) زودتر از آنکه باشی ... رفته ای . من خسته ی پا تا به سر هرگز نبودنت را باور نمی داشتم ، باور دروغهایی که هرگز باورم نبود . اما بود بی آنکه تو باشی ، بی آنکه بشنوم و باور کنم ، و بی آنکه زمین زیر پایم را خالی کند . وتو خالی تر از باور خوابی شدی که باورت ممکن باشد . هرگز برای شنیدن گوشی نمی خواهم و برای دیدن چشمی . افسوس زبانت آغشته ی کلامی ست که خود نمی گویی .
|
درباره من![]()
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآذر 1388اسفند 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آبان 1385 آبان 1384 پیوندها
دانشگاه آزاد عجب شیر/گروه عمران و معماری |