|
(( باران )) نهایت خستگی آغاز فریادم نبود ، آسودگی نبود ، هیچ نبود ، من خیانت خواه جسم خویشم که آزادی ام را سالها با دسیسه قتلی زیسته ام . و در اندیشه دشنام گونه ی انتهای تنهایی ، نفسهای کوتاه خبر ابری تاریک را در آسمان دیدگانم میدهد . اینجا همیشه باران است ...
|
درباره من![]()
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالباسفند 1387دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 دی 1386 آبان 1385 آبان 1384 پیوندها
دانشگاه آزاد عجب شیر/گروه عمران و معماری |