تبليغاتX
خط تلخ - یگانه...تو

خط تلخ

گاه نوشته های محمد رشوند

 

(( یگانه...تو ))

 

هنوز ستاره چشمانت درخشش نمی دانست که نگاهت کردم .

هنوز شکوفه لبانت گل بودن را بیگانه بود که خندیدمت .

هنوز کلام بر زبانت جاری نبود که سلامت دادم .

هنوز دستانت طعم احساس را معنا نبود که گره خوردمش .

هنوز نقش تنی بر آغوشت سایه نگستردکه آغشته ات شدم .

هنوز عشق با ذهن آدمی غریبه بود که آشفته ات شدم .

آری...

شاید مادران بکارت زاینده بودکه آنچه دادی ام بکر نه...یگانه بود .

 

+نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت9:19توسط محمد رشوند | |